تبليغاتX
مغز کرم خورده یک دختر خراب
مغز کرم خورده یک دختر خراب
من از تبار دردم... از تبار لذت

از تبار شهوت و ترس....

من از تبار همون گناهم که مادر همیشه دنبالش میگشت...

 از تبار مشت های محکم برادر...مشتهای حمایت گر یک بزرگتر...یک سرور همیشگی...

من از تبار دستهای دردمند پدرم...از دستهای پینه بسته یک همیشه خسته...

 از تبار موهای بور خواهرم...یک معصوم بی گناه...یک مهربان صبور...یک خوش خیال...

اینجا فقط منم...من...من همیشه مجرم...همیشه محکوم...به نگاه های معنی دار...به ترحم های بیخود...

به ننگ و عاری که همه فکر میکنن دارم...به گناهی که همیشه بامنه...به مغز کرم خوردم قسم...روحم هنوز پاکه....

| 12:58 | Ileen |

چه دنیایی داریم من و این کفش های پاشنه بلند...چه دنیایی داریم من و عطرای خوشبو...چه دنیایی داریم من و رژ لبهای رنگارنگ...قلمرو فرمانروایی من!!!

بازم صدای کفشهای من توی سالن بزرگ یه خونه پیچیده...بازم عطر من توی هوا ملق میخوره...بازم من...بازم دستهای یه نا اشنای دیگه...بازم اولش سخته...بازم اولش تصویر تو جلوی چشمامه...چه قدر همه چی تکراریه...ینی بازم یه ماجرای دیگه؟؟...

چه دنیایی داره چشمای همیشه مشکی من...گردن و دستهای همیشه کبودم...با اینکه از شهوت و درد به خودم میپیچم اما...اما خوشحالم که تو هنوز منو یه فرشته پاک میدونی!!وقتی دستای یکی دیگه لمسم میکنه میزنم کوچه علی چپ...تورو میبینم روبروم...با تمام جذبه و غرورت...با تمام مردونگیت...و اون وقت باتمام عشقم.......

...بازم چرت ساعت۴ صبح...بازم گریه از تلخی دنیا و دلداری...دلداری یه لجن مثل خودم...نه تو.... چه قدر خیلی زود همه چی فراموشم میشه...قهقه های از ته دل...از مستی...چه قدر زود تنم به  اب جوش عادت میکنه...

بازم صدای کفشهای من...بازم بوسه یه نااشنا... بازهم یه خداحافظی ساده...وبازهم من و قلمرو پادشاهیم...

 

| 20:1 | Ileen |